برای قیصر امین پور دعا کنید.
شاید من کوچکتر از آن باشم که از بزرگیهاش بگم. سر کلاس میان انبوه دوستدارانش گم میشدم.. آنقدر خاکی بود که بعضی وقتا یادمان میرفت ما شاگردیم و او استاد.. غرق میشدیم در سادگی کلامش.. در صفای آن چهره ی تکیده ی صبورش.. آن تبسم نجیبش.. شاید اصلن به چشم استاد نیام.. ولی به خاطر تمام دلهایی که دوستتان دارند لطفن همیشه سبز بمانید استاد.. همیشه در هنوزها!
من حسینم ... پناهیم .
خودمو میبینم ، خودمو میشنوم ، خودمو فکر میکنم
تا هستم جهان ارثیه ی بابامه
سلاماش، همه ی عشقاش، همه ی درداش، تنهاییاش ...
وقتیم نبودم ، مال شما .
اگه دوست داری با من ببین
یا بذار باهات ببینم
با من بگو ، یا بذار با تو بگم
سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو ...پ.ن: دوست دارم باهات ببینم.. باهات بگم: سلامامونو، عشقامونو، دردامونو، تنهاییامونو.. دلم گرفته.. دلم گرفته.. وحشتناک دلم گرفته.. درد دارم.. نمیتونم داد بکشم.. تو به جای من حرف بزن.. بهش بگو.. ازش بخواه..
این پست به دلایل کاملن شخصی حذف میشود.
آدم شهوتِ نفسانی خود را ترجیح میدهد به تمام دلخوشیهای روحانیِ حوّا.. و حوّا.. زنِ مهربانِ رومانتیک-مسلکِ ساده ی خوش-باورِ مُطیعِ خوب.. خیلی خوب!!
پ.ن۱: ما فرزندان ناخلف همان پدر و مادریم..
پ.ن۲: میدونم که مهر مادریت نذاشت ولی من اگه جای تو بودم این بیتربیتِ نامقدس رو سقط میکردم تا خیال خودم و خدا از دستش راحت بشه!
پ.ن۳: نمیدونم چرا اینقدر با این آدما لجم!؟ بعضی وقتا آرزو میکنم حیوون باشم!؟ مثلن یه سگ! یه سگِ باوفای حرف گوش کن که هیچی از این دنیا نمیفهمه جز همون یه تیکه استخون پاک!
پ.ن۴: "تُفِ سربالا" یک ضرب المثل عمیق و اصیل پارسی است. (نمیدانم چرا میگوییم ضرب المثل!؟ اگر پارسی است پس این "ال" تعریف عربی در ابتدای مثل چه میگوید آیا!؟.. اصلن مارو چه به این غلطا!! هان!؟ اینم از همون گیرایی که به زمین و زمون میدم.. بیخیال! قاطی ام این روزا!!)
ادامه دارد..
